English - Persian Basic Vocabulary
Learn using these flashcards. Click a card to start.
- Literary ادبی
- Tray سینی
- Adventure ماجرا سرگذشت
- Agent نماینده کارگزار
- Aggression تجاوز هجوم
- Adverb قید در دستور زبان
- Ago پیش قبل
- Advertise آگهی دادن در روزنامه یا تلویزیون
- Balcony بالکن
- Agree موافق بودن موافقت کردن
- Agreement موافقت توافق
- Agricultural کشاورزی
- Advertisement آگهی اعلان
- Agriculture کشاورزی
- Brave دلیر شجاع
- Ahead جلو پیش
- Advice نصیحت پند توصیه
- کمک یاری aid کردن رساندن
- Ambition آرزو بلند پروازی
- Bread نان
- Aids ایدز نکاد نوعی بیماری که دفاع بدن
- Advise توصیه کردن به نصیحت کردن
- هدف داشتن aim نشانه گرفتن گیری کردن قصد
- Air هوا
- C,c سی
- Aircraft هواپیما
- Aeroplane هواپیما
- Age سن سال دوران عصر
- Air-hostess مهماندار هواپیما زن
- Airline شرکت هواپیمایی
- Airmail پست هوایی
- Affair کار امر مسئله رابطه نامشروع
- Airplane هواپیما
- Camel شتر
- Airport فرودگاه
- Ambulance آمبولانس
- Alarm هراس وحشت آژیر زنگِ خطر
- ساعت alarm clock زنگدار شماطه دار
- گذاشتن affect تاثیر اثر
- Album آلبوم
- Alcohol الکل
- Alert گوش به زنگ هشیار
- Alike شبیه مثل هم همانند
- Affection دلبستگی علاقه
- Alive زنده
- میانِ در among
- دادن adapt وفق تطبیق
- Action اقدام عمل
- Amount مقدار مبلغ
- Active فعال کوشا
- چیزی به تویِ تو در داخلِ تغییر را
- کردن introduce معرفی ارائه
- Introduction معرفی مقدمه برای کتاب
- Invalid باطل بی اعتبار
- Invent اختراع کردن ساختن
- Invention اختراع
- Investment سرمایه گذاری
- Invisible نامرئی نادیدنی
- دعوت invitation دعوتنامه شفاهی
- Invite دعوت کردن
- Involve مستلزم بودن گرفتار کردن
- به داخل تو inward
- اتو iron آهن کردن
- Irregular بی قاعده در دستور زبان
- است هست is
- Island جزیره
- Issue موضوع مسئله شماره برای روزنامه یا مجله
- آن ضمیر فاعلی را مفعولی
- Item فقره قلم در میان گروهی از چیزها
- مال او ضمیر ملکی its
- خودش را itself
- J,j جِی
- Jacket کت
- Jam مربا ازدحام تراکم
- January ژانویه ماه اول سال میلادی
- Jaw آرواره فک
- Jealous حسود
- Jeans شلوار جین
- جت jet فواره هواپیمای
- Jewel جواهر
- Jewellery jewelry جواهرات
- Jigsaw ارّه مویی
- پازل jigsaw puzzle تصویری نوعی بازی معمایی
- کار job شغل باید انجام بدهید
- به وصل کردن join هم شدن پیوستن
- Joint مفصل بند نقطه یا محل اتصال شقه
- لطیفه جوک شوخی joke کردن یا گفتن
- Journalist روزنامه نگار
- Journey مسافرت سفر
- Joy شادی شادمانی سُرور
- Joystick دسته ی بازی در کامپیوتر و کنسول
- کردن judge قاضی داور در مسابقه قضاوت داوری
- Judgement قضاوت داوری نظر عقیده
- Juice آبِ میوه عصاره
- Nurse پرستار
- July جولای ژوئیه ماه هفتم سال میلادی
- پریدن از jump جا تکان خوردن پرش جهش
- June ژوئن ماه ششم سال میلادی
- Jury هیئت منصفه
- همین چند دقیقه پیش تازه الان حالا درست
- Justice عدالت مجموعه قوانین قانون
- K,k کِی
- برای keen علاقه مند مشتاق تیز بُرنده چاقو
- نگه داشتن کردن برای خود نگهداری گذاشتن ادامه
- Kettle کتری
- کلید key برای قفل شستی دکمه در کامپیوتر
- Lazy تنبل
- Keyboard صفحه کلید در پیانو کامپیوتر یا ماشین
- زدن پا kick لگد با به زمین کوفتن
- Kidnap دزدیدن ربودن برای آدم
- Kidney کلیه
- Kill کشتن به قتل رساندن
- Killing قتل کشتن
- Kilo کیلو واحد وزن
- Kilogram kilogramme کیلوگرم واحد وزن
- Kilometer kilometre کیلومتر
- Kind مهربان با محبت نوع جور
- King پادشاه شاه
- ماچ kiss بوسیدن کردن بوسه
- Kitchen آشپزخانه
- Knee زانو
- Kneel زانو زدن
- Knife چاقو کارد
- بافتن knit با میل بافتنی
- کوبیدن ضربه صدای knock به زدن
- Knot گِره
- دانستن شناختن know
- Knowledge شناخت دانش آگاهی
- Koran قرآن
- L,l اِل
- Label برچسب
- Laboratory آزمایشگاه
- کار labour labor کارگر نیروی
- Lack نداشتن کم داشتن نبود کمبود
- Lady خانم بانو
- Lake دریاچه
- برّه lamb گوشت
- Lame لَنگ شَل
- Lamp چراغ لامپ
- Licence license پروانه جواز گواهینامه
- خشکی برای land زمین کشور سرزمین فرود آمدن
- برای landing ورود به خشکی کشتی فرود هواپیما
- جمع add افزودن اضافه کردن بستن زدن
- Activity فعالیت کار
- Language زبان
- Large بزرگ
- Laser لیزر
- آخرین آخر از همه گذشته قبل بعد بار
- Late دیر دیروقت اواخر فقید مرحوم
- اخیرا تازگی lately
- Laugh خندیدن خنده
- Laughter صدای خنده
- و برای غیره launch به آب انداختن کشتی
- Lavatory مستراح توالت
- Law قانون حقوق
- Lawcourt دادگاه
- Lawyer حقوقدان وکیل
- گذاشتن تخم lay قرار دادن کردن
- Lead سُرب مغز مداد
- کردن lead راهنمایی هدایت اول شدن جلو زدن
- Leader رهبر پیشرو پیشگام
- Leaf برگ در گیاه یا درخت
- League لیگ گروه تیم های مسابقه دهنده
- شدن تکیه lean خم دولا دادن زدن
- Learn آموختن یاد گرفتن خبردار شدن شنیدن
- کمترین کار یا چیز least
- Leather چرم چرمی
- کردن leave ترک حرکت گذاشتن نگه داشتن
- Lecture سخنرانی
- Left چپ مقابل راست
- برای leg پا در انسان پاچه شلوار پایه
- Legal قانونی مجاز حقوقی
- Legally قانونا به لحاظ قانونی
- Lemon لیموترش
- Lemonade لیموناد
- دادن lend قرض امانت
- Length طول درازا
- Lens عدسی لنز
- Lentil عدس
- کمتر less
- Lesson درس
- دادن اجازه گذاشتن اجاره کرایه
- Letter حرف در الفبا نامه
- سطح level صاف هموار برابر مساوی هم
- Library کتابخانه
- Microphone میکروفون
- Lid در سر برای جعبه ظرف و غیره
- دروغ lie گفتن دراز کشیدن خوابیدن بودن قرار
- عمر life حیات زندگی در انسان حیوان و
- Lift بلند کردن بالا آوردن یا بردن آسانسور
- Light نور روشنایی چراغ لامپ سَبُک کبریت آتش
- Lightning صاعقه برق
- دوست داشتن خوش آمدن مانندِ مثلِ
- Limb دست پا
- Limit حد مرز محدود کردن
- برای خط صف در line ردیف اشخاص یا
- Link پیوند دادن به هم متصل کردن ارتباط
- Lion شیر حیوان
- Lip لب
- Liquid مایع
- List صورت فهرست لیست
- گوش listen دادن کردن
- Literature ادبیات
- Liter litre لیتر
- کوچک کوچولو کم little
- زندگی کردن live زنده ماندن سکونت داشتن
- زنده برق live در برابر مرده مستقیم برای
- Liver کبد جگر سیاه
- Living room اتاق نشیمن
- کردن بار load زدن بارگیری فشنگ گذاری پُر
- Loan وام قرض امانت
- Local محلی
- قفل lock کردن
- Locomotive لوکوموتیو برای قطار
- Logic منطق دانش تفکر
- Logical منطقی
- تنها lonely تک و دورافتاده پرت
- طولانی مدت طول long درازا برای زیاد
- نگاه کردن نگریستن به نظر رسیدن یا آمدن
- از مواظبت کردن look after
- دنبال گشتن look for
- Loop حلقه از چیزی مانند طناب یا سیم
- برای loose آزاد رها لق دندان گشاد لباس
- Loosely شُل آزاد
- Lord لُرد عنوان اشرافی
- Lorry کامیون
- Lose گم کردن از دست دادن باختن
- شدن loss گم مفقود زیان ضرر
- Lot خیلی زیاد
- Loud بلند رسا برای صدا
- Love دوست داشتن عاشق بودن عشق
- کم پایین برای صدا low کوتاه آهسته بم
- Lower پایین آوردن کم کردن
- Loyal وفادار صادق
- Loyalty وفاداری
- Luck شانس بخت تصادف خوش شانسی موفقیت
- خوش lucky شانس یمن شگون دار
- Luggage بار اسباب و اثاثیه سفر
- Lunch ناهار
- Lung شُش ریه
- M,m اِم
- Machine ماشین دستگاه
- Machinery ماشین آلات قطعات
- دیوانه mad بیمار روانی احمق
- Madness دیوانگی جنون
- Magazine مجله
- Magic جادو سِحر شعبده بازی تردستی جادویی سحرآمیز
- Magical جادویی سحرآمیز
- Magnet آهن ربا مغناطیس
- Mail پُست نامه
- Main عمده مهم ترین اصلی
- بیشتر غالبا mainly
- Maintain ادامه دادن نگهداری کردن
- Major بزرگ اصلی عمده
- Majority اکثریت بیشترین
- کردن ساختن شدن برای make درست ایجاد انداختن
- به make تغییر دادن تبدیل کردن
- کردن make از خود درآوردن آشتی آرایش
- Making ساخت ساختن
- نر male مرد حیوان
- Man مرد انسان
- Manage اداره کردن گرداندن موفق شدن توانستن
- مدیریت management اداره کردن جایی است مدیران
- Manager مدیر
- Manageress مدیر زن
- Managing director مدیر عامل
- Manner طرز روش شیوه
- تولید manufacture کردن ساختن ساخت
- زیاد بسیار بسیاری many
- Map نقشه
- رژه رفتن قدم رو راه پیمایی march کردن
- March مارس ماه سوم سال میلادی
- علامت نمره mark لکه نشانه در مدرسه زدن
- بازار market مکان خرید و فروش مردمی که
- ازدواج عقد marriage زناشویی
- Married متاهل
- Marry ازدواج کردن
- Masculine مردانه مذکر در دستور زبان
- ماسک برای چهره mask نقاب پنهان کردن حفاظت
- Mass انبوه توده
- Mat حصیر زیرانداز زیرفنجانی
- تناسب match کبریت مسابقه داشتن به هم آمدن
- کبریت matchbox قوطی
- Material ماده پارچه
- Mathematics ریاضیات
- Matter موضوع مطلب اهمیت داشتن مهم بودن
- Maximum حداکثر بیشینه بیشترین حد
- مِی مِه ماه پنجم سال میلادی
- داشتن اجازه توانستن ممکن بودن امکان
- شاید ممکن است maybe
- مرا به من ضمیر مفعولی
- غذا meal وعده
- داشتن دادن منظور معنی یا نشان بودن قصد
- Meaning معنی مفهوم
- Means وسیله راه روش
- اندازه گیری داشتن measure گرفتن کردن واحد مقیاس
- اندازه measurement گیری بُعد
- Meat گوشت
- Mechanical مکانیکی
- Meeting دیدار ملاقات
- کردن یا شدن melt ذوب آب
- Member عضو
- Memory حافظه
- Mental ذهنی
- کردن mention ذکر اشاره
- Menu صورت غذا منو فهرست امکانات در کامپیوتر
- Merchant تاجر بازرگان
- Message پیام پیغام
- Messenger پیک قاصد
- Metal فلز فلزی
- Method روش راه
- Meter metre متر واحد اندازه گیری طول
- Metric متری متریک
- ریز microcomputer کامپیوتر رایانه
- Microwave ریز موج مایکرووِیو
- وسط برای middle میان مکان نیمه زمان وسطی
- شب midnight نیمه نصف
- داشتن ممکن بودن امکان اجازه توانستن
- Mile مایل واحد طول
- Military نظامی
- شیر milk خوردنی دوشیدن
- Mill آسیا کارخانه
- Million میلیون
- Mind ذهن ناراحت شدن اشکال داشتن
- Mine معدن مالِ من ضمیر ملکی
- Mineral کانی ماده معدنی
- Minimum حداقل کمینه کمترین حد
- Minister کشیش وزیر
- Ministry وزارت
- Minority اقلیت کمترین
- Minute دقیقه واحد زمان
- Mirror آیینه آینه
- Miss دوشیزه دختر خانم
- Miss نزدن نتوانستن نگرفتن دل برای تنگ شدن
- Missile موشک
- Mist مِه غلیظ
- اشتباه mistake غلط خطا کردن اشتباهی گرفتن
- مخلوط mix کردن شدن
- Mixture مخلوط ترکیب
- فعل modal verb وجهی وجه نما در دستور
- مدل model طرح یا نمونه چیزی مانکن شخص
- Modern امروزی جدید نو
- Moment لحظه آن دَم
- Monday دوشنبه
- Money پول
- Monkey میمون
- Month ماه یکی از دوازده بخش سال
- Mood حال حوصله دل و دماغ وجه در
- ماه moon کره
- Moral اخلاقی
- بیشتر زیادتر دیگر more
- Morning صبح
- Mosque مسجد
- بیشتر بیشترین زیادترین بسیار زیاد ترین با صفت
- Mother مادر
- Motion حرکت
- Motor موتور پیشرانه
- Motor bike موتور سیکلت
- Motor cycle موتور سیکلت
- Mountain کوه
- Mouse موش ماوس در کامپیوتر
- Mouth دهان در بدن دهانه برای رودخانه
- حرکت کردن دادن move تغییر جا رفتن نقل
- Movement حرکت جنبش نهضت واژه سیاسی
- فیلم movie سینمایی
- Mr آقایِ
- Mrs خانمِ برای زن شوهردار
- Ms خانم
- خیلی زیاد بسیار much
- Mud گِل
- Multiply ضرب کردن
- Multi storey طبقاتی چند طبقه
- کشتن قتل murder به رساندن
- Muscle ماهیچه عضله
- Museum موزه
- موسیقی music نُت علائم
- Musical موسیقی موسیقایی
- Musician موسیقی دان آهنگساز نوازنده
- باید must
- مالِ من صفت ملکی my
- خودم را برای myself
- Mysterious اسرارآمیز عجیب و غریب
- Mystery راز سِرّ معما
- Myth اسطوره افسانه
- N,n اِن
- Nail ناخن میخ
- نام اسم گذاشتن نامگذاری کردن
- Narrow باریک کم عرض تنگ
- Nation ملت
- National ملی
- Native آبا و اجدادی مادری اهلِ متولدِ
- Natural طبیعی
- طبیعت nature هر چیزی در جهان که ساخته
- Navy نیروی دریایی
- نزدیک همین نزدیکی ها نزدیکِ به
- تقریبا حدودِ nearly
- Neat مرتب منظم
- لازم ضروری necessary
- Necessity ضرورت نیاز
- Neck گردن یقه
- احتیاج داشتن نیاز لازم بودن باید
- Needle سوزن برای خیاطی میل بافتنی عقربه در
- Negative منفی
- Neighbour neighbor همسایه
- هیچ از هم کدام یک همینطور به دنبال
- Nerve عصب پی در بدن خونسردی آرامش
- عصبی nervous نگران مربوط به عصب
- Net تور شبکه
- Network شبکه
- هرگز هیچ گاه never
- جدید نو تازه new
- News خبر اخبار
- Newspaper روزنامه
- بعد آینده بعدی نزدیک ترین از این
- Nice خوب خوش مطبوع مهربان زیبا قشنگ
- Night شب
- نُه عدد nine
- نوزده nineteen عدد
- Nineteenth نوزدهم نوزدهمین
- Ninetieth نودم نودمین
- نود ninety عدد
- Ninth نهم نهمین
- نه خیر هیچ ممنوع no
- Noble اشرافی بزرگ منش شریف
- هیچ کس nobody
- صدا و noise سر قیل قال
- Noisy شلوغ پر سروصدا
- هیچ کدام یک none
- Nonsense حرف مفت چرت و پرت
- Noon ظهر
- هیچ کس no one
- هم نه nor
- Normal معمول عادی طبیعی
- شمال به north شمالی سوی طرف
- Northern شمالی
- Nose بینی دماغ دماغه نوک در هواپیما
- نه not
- یادداشت note برای به خاطر آوردن چیزی نامه
- Notebook دفتر یادداشت
- هیچ چیز nothing
- Notice آگهی اعلان نوشته اخطار فرصت مهلت توجه
- Noticeable معلوم پیدا مشخص
- Noun اسم در دستور زبان
- رُمان داستان بلند novel
- November نوامبر ماه یازدهم سال میلادی
- حالا خوب اکنون الان now
- هیچ جایی دوردست nowhere
- Nuclear اتمی هسته ای
- شماره number عدد تعداد زدن گذاری کردن
- Nun راهبه
- Nut میوه گردویی مُهره
- Nylon نایلون یک ماده
- O,o اُ صفر برای گفتن شماره تلفن
- Obey اطاعت کردن حرف شنوی داشتن
- Object شی چیز هدف مفعول در دستور زبان
- Obtain به دست آوردن گرفتن خریدن
- Obvious واضح آشکار معلوم
- Occasion فرصت موقعیت دفعه بار
- Occupation شغل کار حرفه سرگرمی اشغال تصرف در
- کردن در اشغال occupy سکونت داشتن زندگی گرفتن
- Occur اتفاق افتادن رخ دادن
- Ocean اقیانوس
- O'clock ساعتِ
- October اکتبر ماه دهم سال میلادی
- عجیب لنگه odd و غریب فرد به
- از of
- بیرون در پیاده از خاموش قطع دور تعطیلی
- Offence offense خلاف جرم
- کردن offend عصبانی رنجاندن احساسات کسی را جریحه
- پیشنهاد کردن offer تعارف
- دفتر office اداره جایی برای کار باجه خرید
- مامور officer افسر عالی رتبه
- مامور official رسمی عالی رتبه
- اغلب غالبا بیشتر often
- Oil روغن خوراکی یا برای ماشین نفت
- Ointment پماد مرهم
- پیر مسن قدیمی کهنه سال ساله برای بیان
- Fashioned قدیمی کهنه از مُد افتاده
- Omit حذف کردن از قلم انداختن
- در را نشان می دهد رویِ بررویِ جا
- یکبار یک مرتبه زمانی روزگاری به محض اینکه
- یک یکی عدد را آدم هر کسی
- خود oneself به را خودش
- Onion پیاز
- تنها فقط only
- رویِ onto on to
- باز کردن open آزاد همگانی شدن افتتاح
- Openly آشکارا علناً
- Opera اُپرا نمایشی همراه با آواز
- کردن کار عمل operate به انداختن جراحی
- عمل operation جراحی عملیات
- Operator متصدی اپراتور تلفنچی
- Opinion نظر عقیده
- Opponent مخالف حریف رقیب در ورزش
- Opportunity فرصت
- Oppose با مخالفت کردن
- مخالف opposite روبرو مقابل عکس روبرویِ مقابلِ متضاد
- Opposition مخالفت ستیز
- یا اینکه وگرنه واِلّا or
- Orange پرتقال رنگ نارنجی پرتقالی
- Orbit مدار در فضا
- Orchestra اُرکستر گروه نوازندگان
- دادن دستور فرمان سفارش برای کالا یا غذا
- Ordinary معمولی عادی
- Ore سنگ معدن کانه
- Organ عضو اندام در بدن
- Organization سازمان تشکیلات سازماندهی تدارک
- دادن organize سازمان ترتیب تدارک دیدن
- Origin آغاز شروع منشا اصل مبدا
- Original اولیه نخستین تازه جدید بکر اصلی اصل
- تزئینی ornament چیز شیء
- دیگر other
- این در غیر صورت وگرنه طور دیگر به
- To باید ought
- مال ما صفت ملکی our
- مال ما ضمیر ملکی ours
- خودمان برای را به ourselves
- بیرون خارج با صدای بلند
- Outdoor بیرون در هوای آزاد خارج از سالن
- Outdoors بیرون
- Outer بیرونی رویی خارج از بیرونِ
- طرح outline کلی
- از بیرون جایی خارج با ستفاده چیزی آن
- خارج بیرون از خارجی بیرونی بیرونِ
- به بیرون outward طرف
- Oven فِر تنور در اجاق
- رویِ از بالایِ چیزی برفرازِ بالاتر برای پوشاندن
- Overcoat پالتو
- بر overcome غلبه کردن پیروز شدن
- ماورای دریاها به خارج overseas خارجی
- بودن owe بدهکار مقروض به کسی مدیون
- خود بودن برای مالِ مالک صاحب
- Owner مالک صاحب
- Oxygen اکسیژن
- Ozone اوزون گازی در جوّ
- P,p پی
- Pace گام قدم سرعت برای راه رفتن دویدن
- دسته برای pack بسته چیز گله حیوان بستن
- Package بسته
- Packet پاکت بسته قوطی
- Page صفحه برگ ورق در کتاب مجله یا
- درد pain در هنگام بیماری یا صدمه دیدن
- Painful دردناک
- رنگ نقاشی زدن کردن paint برای آمیزی و
- Painter نقاش
- Painting نقاشی
- و pair جفت زوج زن شوهر نر ماده
- Palace کاخ قصر
- رنگ pale پریده کم روشن
- Palm کف دست نخل
- Pan ماهی تابه
- Panel قاب جزئی از در دیوار یا سقف
- Pantomime پانتومیم نمایش بدون کلام
- Paper کاغذ روزنامه مقاله
- چتر parachute نجات
- Paragraph پاراگراف بند
- Parallel موازی
- Parcel بسته
- Parent پدر مادر
- Parenthesis پرانتز
- پارک park باغ همگانی کردن
- Parking meter پارکومتر دستگاه
- Parliament مجلس پارلمان
- Parrot طوطی
- یا part بخش قسمت قطعه برای ماشین دستگاه
- Participle وجه وصفی در دستور زبان
- ویژه خاص سختگیر مشکل پسند
- Partly تا اندازه ای قدری قسمتی
- Partner همسر هم رقص همبازی یار شریک
- دستوری part speech مقوله طبقه جزء کلام
- Party مهمانی جشن حزب واژه سیاسی
- شدن در pass جواز اجازه نامه پاس ورزش
- Passage عبارت قسمت کوتاه از یک کتاب یا
- Passenger مسافر
- Passive صیغه مجهول در دستور زبان
- Passport گذرنامه پاسپورت
- Password اسم رمز کلمه عبور گذرواژه
- از گذشته past جلویِ پهلویِ
- Pastry نان شیرینی
- راه path برای رفتن
- Patience بردباری صبر
- Patient بردبار صبور بیمار مریض
- Pattern نقش و نگار طرح الگو
- مکث درنگ کردن pause
- برای دستمزد دادن حقوق pay پرداختن پرداخت کردن
- Payment پرداخت پول وجه
- Pc پی سی رایانه شخصی
- نخود pea سبز
- Peace صلح آشتی آرامش سکوت
- آرام peaceful مسالمت آمیز ساکت
- Peach هلو
- Peak قلّه ستیغ اوج حداکثر
- Pear گلابی
- Pearl مروارید
- Peasant زارع رعیت دهقان
- پدال pedal رکاب برای دوچرخه در ماشین
- Pen قلم خودنویس آغل مرغدانی
- Penalty مجازات جریمه پنالتی در ورزش
- Pencil مداد
- Penny پنی یک صدم پوند
- People مردم آدم نفر
- Pepper فلفل
- هر در per
- Percent درصد
- کامل perferct بی نقص در دستور زبان
- کردن perform انجام دادن اجرا بازی نواختن
- Performance سانس موفقیت عملکرد
- Performer اجراگر بازیگر نوازنده
- Perfume عطر
- شاید ممکن است perhaps
- نقطه period دوران زمان در زندگی شخص یا
- Permanent دائمی همیشگی ثابت
- Permission اجازه
- Permit اجازه دادن
- Persian ایرانی زبان فارسی
- Person شخص فرد
- Personal شخصی فردی خصوصی
- یا personality شخصیت چهره سرشناس معروف در ورزش
- Pet حیوان خانگی نورچشمی برای بچه
- Petrol بنزین
- نفت petroleum خام
- Pharmacist داروساز داروفروش داروخانه چی
- Pharmacy داروخانه
- Philosophy فلسفه
- تلفن phone کردن یا زدن
- Phone box تلفن عمومی یا همگانی
- Phonecard کارت تلفن
- فتوکپی photocopier دستگاه
- Photocopy رونوشت فتوکپی
- عکس photograph گرفتن
- Photographer عکاس
- عکاسی photographic مربوط به اسم
- Photography عکاسی
- Phrase گروه واژه عبارت
- Physical مادّی بدنی جسمی
- Physician پزشک
- Piano پیانو یک ساز
- Pick انتخاب کردن برگزیدن چیدن کندن برای گل
- پیکنیک picnic غذای گردش
- Picture تصویر نقاشی عکس
- Pie پای نوعی شیرینی
- Piece تکه قطعه
- Pig خوک
- Pigeon کبوتر
- دسته تلنبار کردن pile توده
- Pill قرص دارو
- Pilot خلبان راهنمای کشتی
- سنجاق pin ته گرد کردن یا زدن
- Ping pong تنیس روی میز پینگ پنگ
- Pink صورتی رنگ
- Pint پاینت واحد مایعات
- Pipe لوله برای آب گاز و غیره پیپ
- Pity ترحم دلسوزی دل برای سوختن
- Place جا مکان محل رتبه مقام در مسابقه
- ساده plain معمولی آسان معلوم روشن دشت جُلگه
- Portable قابل حمل دستی
- برنامه طرح برای plan انجام شدن کاری در
- Plane هواپیما
- Planet سیاره
- Plant گیاه نبات کاشتن
- Plastic پلاستیک پلاستیکی
- یا plate بشقاب صفحه از شیشه فلز پلاک
- Platform سکو در ایستگاه راه آهن سکوی سخنرانی
- بازی کردن برای و یا play تفریح سرگرمی
- Player بازیکن نوازنده
- Playing cards ورق بازی
- Pleasant دلپذیر خوشایند مطبوع خوب مهربان دوست داشتنی
- کردن خوشحال راضی لطفا خواهش می کنم ببخشید
- Pleased خوشحال راضی
- Pleasure لذت خوشی تفریح
- به کافی plenty مقدار اندازه تعداد
- Plot توطئه نقشه ماجرا طرح کلی در داستان
- برای plug دوشاخه برق درپوش توپی سوراخ آب
- Plum آلو آلوچه
- Plural جمع در دستور زبان
- Po box صندوق پستی
- Pocket جیب
- Poem شعر
- Poet شاعر
- Poetry شعر اشعار
- برای point نقطه مکان لحظه موقع زمان هدف
- نوک pointed دار تیز
- Poison سم زهر
- Poisonous سمی زهرآلود
- Pole تیر میله از چوب یا فلز قطب
- Police پلیس
- دادن جلا واکس polish برق انداختن صیقل زدن
- Polite با ادب باتربیت مودب مودبانه
- Political سیاسی
- Politician سیاستمدار اهل سیاست
- سیاست politics کار دولت است دانش شناسی
- استخر pool آبگیر برکه چاله یا گودال آب
- Poor فقیر تنگدست بد ضعیف
- پاپ pop موسیقی بامب صدای تند کوتاه
- Popular مردم پسند محبوب مشهور
- Population جمعیت
- Port بندر
- Porter باربر حمال
- Portion بخش قسمت سهم پرس برای غذا
- Position جا مکان وضعیت حالت وضع
- مطمئن positive کاملا مثبت مطلق در دستور زبان
- Possess داشتن مالک بودن
- Possession مالکیت داشتن
- Possibility امکان احتمال
- ممکن محتمل possible
- Possibly شاید ممکن است احتمالا
- پُست یا نامه post میله تیر از چوب
- Postcode کُد پُستی
- Post office پستخانه
- Pot ظرف قابلمه
- Potato سیب زمینی
- پوند واحد برابر با pound پول بریتانیا پنی
- ریختن شدن pour جاری کردن مایع روان
- Poverty فقر تنگدستی
- Powder پودر گرد
- قدرت انجام کاری power توان نیرو توانایی اختیار
- Powerful پرقدرت قدرتمند قوی تند برای بو
- Power station نیروگاه
- عملی انجام قابل practical مربوط به کارها یا
- Practice تمرین
- Practise practice تمرین کردن
- تحسین کردن تمجید praise
- کردن خدا دعا pray از خواستن به درگاه
- Prayer دعا عبادت نماز
- Precious گرانبها بسیار با ارزش عزیز
- Prefer ترجیح دادن
- Prefix پیشوند در دستور زبان
- Pregnant آبستن حامله باردار
- Preparation تهیه تدارک
- آماده prepare کردن شدن
- Preposition حرف اضافه در دستور زبان
- حاضر حال present فعلی کنونی در زمان دستور
- کردن preserve حفظ نگهداشتن محافظت
- رئیس president جمهور
- اتو press فشار دادن زدن کردن ماشین یا
- فشار pressure نیروی وارد بر چیزی احساس نگرانی
- کردن pretend وانمود تظاهر
- Pretty خوشگل قشنگ
- Prevent از جلوگیری کردن مانع شدن
- Previous قبلی قبل پیش
- Price قیمت بها
- Pride غرور افتخار
- Priest کشیش روحانی
- Primary اولین نخستین ابتدایی اصلی عمده
- Prince شاهزاده
- شاهزاده princess شاهدخت خانم همسر
- Principal خیلی مهم اصلی
- اصل principle اخلاقی قاعده و قانون چیزی
- حروف با نوشتن چاپی print چاپ کردن جدا
- Printer چاپگر در کامپیوتر کارگر چاپخانه
- Printing چاپ
- Prison زندان
- Prisoner زندانی اسیر
- خصوصی شخصی private دولتی نیست
- Prize جایزه
- Probable ممکن محتمل
- شاید ممکن است probably
- مسئله problem مشکل گرفتاری سوالی که باید جواب
- Process روند فرایند جریان
- کردن produce تولید ساختن دادن به بار آوردن
- Produce محصول فراورده
- Product محصول فراورده
- Production تولید فیلم نمایشنامه
- Profession حرفه شغل
- حرفه ای professional شغلی مربوط به شغل یا
- استاد professor دانشگاه
- Profit سود منفعت
- برنامه program در کامپیوتر نوشتن
- برنامه programme program در رادیو یا تلویزیون طرحی
- برنامه programmer نویس ساز برای کامپیوتر
- پیشروی progress پیشرفت عمل بهتر شدن حرکت به
- پروژه project طرح برای انجام کاری تحقیق در
- برای فیلم projector پروژکتور نمایش یا عکس آپارات
- قول دادن وعده promise
- Promote ترفیع یا ارتقاء دادن شناساندن
- Pronoun ضمیر در دستور زبان
- Pronounce تلفظ کردن
- Pronounciation تلفظ
- Proof مدرک سند دلیل
- Proper مناسب درست واقعی حقیقی
- Property اموال مال مستغل مِلک
- Prophet پیامبر پیغمبر
- Proposal طرح پیشنهاد خواستگاری
- کردن propose پیشنهاد خواستگاری
- کردن protect حفظ محافظت
- Protection حفظ محافظت
- اعتراض protest کردن
- Proud سربلند مفتخر مغرور متکبر
- کردن prove ثابت اثبات
- Proverb ضرب المثل مَثَل
- کردن provide تهیه فراهم
- Province استان ایالت
- Psychology روانشناسی
- Pub میخانه مشروب فروشی
- مردم public عمومی همگانی عموم
- Publication انتشار نشریه کتاب
- کردن publish منتشر چاپ
- کشیدن pull عمل کشش
- Pulse نبض رگ زَنِش
- تلمبه pump پمپ زدن یا کردن
- مشت punch ضربه منگنه یک دستگاه
- Punctuation نقطه گذاری در نوشته ها
- سوراخ در puncture پنچر لاستیک چیزی
- کردن punish مجازات تنبیه
- Punishment مجازات تنبیه
- Pupil دانش آموز شاگرد مردمک چشم
- خالص pure تمیز پاکیزه سالم محض کامل
- Purple ارغوانی رنگ
- Purpose منظور قصد هدف
- کیف purse پول دستی زنانه در آمریکا
- هل دادن فشار زدن push
- Put گذاشتن قرار دادن
- Put خاموش کردن برای آتش شمع سیگار و
- Puzzle معما یا جدول بازی فکری پازل
- هرم pyramid در هندسه نوعی سازه
- Q,q کیو
- یا مدرک qualification شرط وضعیت مهارتی که فردی
- Qualified واجد شرایط
- Quality کیفیت چگونگی
- Quantity کمیّت مقدار
- دعوا کردن مشاجره quarrel
- Quarter یک چهارم ربع سه ماه فصل
- ملکه پادشاه زن queen شهبانو
- سوال کردن question پرسش مسئله مشکل پرسیدن بازجویی
- Question mark علامت سوال نشانه پرسش در نقطه
- Question tag عبارت سوالی یا پرسشی سوال ضمیمه
- Quick سریع تند فوری
- Recent اخیر تازه جدید
- و آرام quiet بی سر صدا آهسته خلوت
- نسبتا تقریبا تا اندازه ای کاملا به طور
- مسابقه در یا quiz پرسش و پاسخ علمی
- Quotation marks علامت یا نشانه نقل قول گیومه
- R,r آر
- Rabbit خرگوش
- مسابقه race نژاد دادن
- Radio مخابره رادیویی رادیو(دستگاه
- کهنه rag تکه پارچه برای پاک کردن
- Rage خشم غضب
- حمله هجوم raid کردن بردن
- Rail نرده به عنوان حائل کار می رود
- آهن railroad خط راه برای قطار
- آهن railway خط راه برای قطار
- باران rain باریدن یا آمدن
- بلند کردن بالا دادن برای raise بردن به
- Range مجموعه چیزهای مختلف از یک نوع میدان
- Rank مقام درجه رتبه در یک گروه از
- Rapid سریع تند
- Rare کمیاب نادر نیم پخته آبدار برای گوشت
- Rat موش صحرایی
- نرخ rate سرعت میزان بها یا دستمزد ثابت
- نسبتا تا اندازه ای rather
- خام raw نپخته تصفیه نشده در حالت طبیعی
- Ray پرتو اشعه
- Razor blade تیغ
- Reach به رسیدن برای مکان دست دراز کردن
- نشان دادن react واکنش از خود عکس العمل
- Reaction واکنش عکس العمل
- Read خواندن مطالعه کردن
- Reading مطالعه خواندن
- آماده ready حاضر برای شخص یا چیز مایل
- Real واقعی حقیقی اصل
- Realize فهمیدن آگاه شدن پی بردن
- واقعا حقیقتا راستی really
- Reason دلیل علت
- منطقی reasonable عاقل برای شخص مناسب عادلانه عاقلانه
- Recieve دریافت کردن
- گوشی reciever تلفن گیرنده
- Runner دونده
- Recently اخیرا تازگی جدیدا
- Reception پذیرش در یک هتل یا اداره
- Recognize شناختن فهمیدن پی بردن قبول کردن پذیرفتن
- کردن recommend معرفی توصیه سفارش پیشنهاد
- صفحه record یادداشت گرامافون رکورد در ورزش
- کردن record یادداشت ثبت ضبط روی نوار یا
- Record player گرامافون گرام یک دستگاه
- Rectangle مستطیل یک شکل
- کردن recycle بازیابی بازیافت
- Red قرمز سرخ خرمایی برای مو
- Reduce کم کردن کاستن
- Reduction کاهش
- برای reel حلقه فیلم قرقره یا ماسوره نخ
- کردن به refer اشاره درباره صحبت مراجعه رجوع
- Referee داور در ورزش
- Reflexive انعکاسی در دستور زبان
- اصلاح کردن نوسازی reform
- Refrigerator یخچال
- رد refusal کردن امتناع
- کردن refuse رد امتناع
- Regard دانستن تلقی کردن به حساب آوردن ارزش
- Regiment هنگ واژه نظامی
- Region منطقه ناحیه برای یک کشور یا جهان
- کردن ثبت نام register فهرست اسامی نویسی
- Regular منظم مرتب همیشگی دائمی معمول با قاعده
- Reject رد کردن نپذیرفتن
- Related خویشاوند وابسته مربوط مرتبط
- Relation خویشاوند قوم و خویش ارتباط رابطه
- Relationship رابطه ارتباط خویشاوندی نسبت
- Relative خویشاوند قوم و خویش نِسبی
- کردن و relax استراحت آسودن پس از کار
- Relaxed آرام راحت
- Religion دین مذهب آیین
- مذهبی religious دینی مومن برای شخص
- ماندن دیگر remain باقی پس از افراد یا
- Remark اظهار نظر حرف
- به آوردن یاد remember خاطر داشتن فراموش نکردن
- Remind به یاد انداختن یادآوری کردن
- کنترل دور remote control از فرمان ریموت
- Rural روستایی
- کردن remove بردن برداشتن نقل مکان بیرون آوردن
- اجاره کرایه کردن rent دادن دادن بها
- تعمیر کردن مرمّت repair
- Repeat تکرار کردن
- Seed دانه تخم بذر
- جای کردن replace سر خود گذاشتن جانشین شدن
- جواب دادن پاسخ reply
- گزارش report کردن یا دادن
- Reporter گزارشگر در روزنامه رادیو یا تلویزیون
- بودن represent نشان دادن نشانه نمایندگی داشتن نماینده
- Representative نماینده
- Republic جمهوری
- Reputation شهرت معروفیت
- درخواست کردن تقاضا request
- داشتن require احتیاج نیاز
- نجات rescue دادن
- Research پژوهش تحقیق
- ذخیره کردن reserve نگه داشتن رزرو برای جا
- اقامت residence سکونت اقامتگاه محل
- Resign استعفا دادن کناره گیری کردن
- مقاومت کردن resist در برابر جلوی را گرفتن
- احترام respect گذاشتن
- Responsible مسئول با مسئولیت
- استراحت rest کردن تکیه دادن گذاشتن
- Restaurant رستوران غذاخوری
- Restrict محدود کردن
- Restriction محدودیت
- نتیجه result پیامد آنچه به دنبال چیز دیگری
- برگرداندن برگشت بلیط return برگشتن بازگشتن پس دادن
- Revenge انتقام
- Review بررسی نقد در روزنامه یا مجله مرور
- انقلاب revolution واژه سیاسی تغییر گسترده در شیوه
- Reward پاداش جایزه
- Rhinoceros کرگدن یک حیوان
- ریتم برای rhythm ضرب صداها نواخت حرکت ها
- Rib دنده در بدن
- Rice برنج از غلات است
- Rich ثروتمند پولدار غنی حاصلخیز مقوی برای غذا
- Rid نجات دادن خلاص کردن
- Seaside کنار دریا
- سواری کردن اسب سوار شدن ride برای هدایت
- Rifle تفنگ
- راست درست به یا سمت در مقابل چپ
- Saint قدّیس پاک سَنت سَن برای شخص
- Salad سالاد
- زنگ زدن برای ring حلقه انگشتر دایره میدان
- افزایش rise طلوع کردن بالا رفتن یافتن بلند
- خطر risk احتمال به انداختن
- River رودخانه رود
- Road جاده راه خیابان
- زدن rob به دستبرد
- Robot روبات آدمواره
- سنگ rock صخره تخته راک نوعی موسیقی
- موشک rocket برای پرتاب به فضا راکت جنگی
- نقش role رُل در نمایشنامه یا فیلم وظیفه
- برای نان roll طاقه توپ پارچه حلقه فیلم
- Romantic عاشقانه عشقی
- بام roof پشت سقف
- Room اتاق جا فضا
- Root ریشه در گیاه
- Rope طناب
- Rose رُز گل سرخ
- Rough ناصاف ناهموار ناآرام متلاطم برای هوا و
- طرفِ در دیگر round گرد مدّور گردِ دورِ
- Row ردیف برای انسان و چیز پارو زدن
- Royal سلطنتی
- Rub مالیدن مالش دادن
- پاک کن rubber مداد
- Rubbish آشغال زباله چرند مُهمَل چِرت
- بی rude ادب تربیت ادبانه زشت ادبی
- Rug قالیچه پتو
- کردن ruin از بین بردن خراب ویران خرابه
- حکومت rule قانون سلطه کردن
- Ruler حاکم فرمانروا خط کش
- Rumour شایعه
- کردن دویدن run کار اداره گرداندن گذشتن عبور
- عجله به کردن شتاب rush سرعت رفتن یا
- S,s اِس
- Sad غمگین افسرده غم انگیز
- Safe در امان ایمن سالم بی خطر
- Safety سلامتی ایمنی
- بادبان حرکت قایق راندن sail در بودن برای
- Sailor ملوان دریانورد
- Salary حقوق ماهانه دریافت می کنید
- Sale فروش حراج
- Salesman فروشنده برای مرد
- Saleswoman فروشنده زن
- Salt نمک
- همین همان یکسان same
- Sample نمونه
- Sand ماسه شن
- Sandwich ساندویچ
Next page »
Next deck:
Polish - English
Previous deck:
NGSL English-Japanese
Up:
Index